محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
405
اكسير اعظم ( فارسى )
در قول صاحب كامل گذشت . و نوع ديگر از جرب تر است پس مىبايد كه فصد كنند و استفراغ به طبيخ افتيمون با يك مثقال ايارج نمايند . صفت مطبوخ نافع اين نوع پوست هليلهء زرد هفت درم سناى مكى پنج درم افسنتين دو درم شاهتره يك قبضه افتيمون دو درم تمر هندى پانزده درم گلقند بغدادى پانزده درم تربد يك درم حجر لاجورد يك دانگ محموده نيم دانگ فلوس خيارشنبر ده درم عناب ده عدد روغن بادام يك مثقال . حب نافع جرب هليلهء زرد يك درم سقمونيا ربع درم گل سرخ ربع درم و اين يك شربت است و آنچه آن را نفع كند طلا به زرنيخ تركى مسمى به سم الفار حتى تراب الهالك به روغن گل است و سه روز بدان طلا كنند . و نوع ديگر از جرب است كه در آن حيوان مثل بچه قمل متولد شود و آن مختلف الصور بود و من آن را مشاهده كردهام علاجش تنقيهء بدن از اخلاط فاسدهء متعفنه است و تفتيح مسام و استعمال اطليه كه در علاج قمل و صيبان ذكر خواهم كرد . [ محمد زكريا ] محمد زكريا گفته كه چون چرب براى ناقهين عارض شود لزوم حمام غير حار كنند و از اطليه حاده حذر نمايند كه خلق كثير ورم كرد و هلاك شد و گفته كه آنچه جرب را نفع بخشد آن است كه بز را شاهتره بخورانند پس شير آن بنوشند . [ ابو منصور ] ابو منصور گويد كه در علاج جرب يابس كفايت مىكند حمام دائم و دلك بدن به غير آنكه عرق آيد پس اگر امر دشوارتر باشد اخراج خون به فصد حسب قوت جرب كنند و در هر ماه چهار مرتبه طبيخ هليله بنوشند و لزوم ماء الجبن نمايند و به اطليهء مرتب از ميعه و كندش و سيماب كشته و روغن گل طلا كنند و در اغذيه ميل به اشياى چرب نمايند و شراب به آب بسيار ممزوج كرده بنوشند و اما در جرب رطب نيز فصد و مطبوخ استعمال نمايند و به اطليهء از خربق و كندش و به ورق صناعت و مرداسنگ و قسط و چرك نقره طلا كنند در اغذيه بترشىها ميل سازند . صفت مطبوخ هليله زرد پانزده درم سنا و شاهتره هر يك پنج درم ماميران چينى دو درم افتيمون چهار درم افسنتين سه درم گل سرخ دو درم تخم كاسنى سه درم همه را سواى افتيمون در سه رطل آب بجوشانند تا دو ثلث رطل بماند بر آن افتيمون انداخته از آتش فرود آرند و ماليده صاف كرده ده درم ترنجبين داخل كرده بخورند و از اين شربات متوالى بنوشند و يا آب افشردهء شاهترهء تر تنها با شكر چند روز بياشامند و حب نافع جرب در قول خجندى گذشت و حب شاهتره در قول شيخ شربت آن از يك مثقال تا دو درم . سفوف نافع براى جرب پوست هليلهء زرد يا جوكوب كنند و در يك نيم غمرهء آب در ظرف آبگينه زير آفتاب وقت گرمى نهند تا آنكه قوت او در آب آيد پس صاف كرده ثفل او دور نموده آن آب را در آفتاب گذارند تا خشك گردد و از آن از پنج درم تا ده درم به شكر مثل او بخورند و گاهى مثل اين از هليله و افتيمون و اسطوخودوس و بسفائج مىسازند و براى جرب و جميع امراض سوداوى نفع مىكند . و ايضاً گاهى از هليلهء كابلى و تربد و افتيمون همچنين مرتب مىكنند پس آب را صاف كرده صبر و غاريقون در آن داخل مىنمايند . و هرگاه قريب به خشك شدن رسد از آن اقراص و حبوب مىسازند و تنها و با مطبوخ و با ماء الجبن براى جرب كهنه مىخورانند . صفت نقوع نافع جرب چون مزمن شود بعد فصد و اسهال بگيرند پانزده عدد آلوبخارا و ده درم نبات سفيد و دو ثلث رطل آب گرم بر آن انداخته تر كنند پس ماليده صاف كرده بنوشند . و اگر جوش دهند بهتر باشد و گاهى در آن سنا و شاهتره مىافزايند و از آن هر روز چهار اوقيه مىنوشند . صفت معجون براى اين هليلهء زرد يك جزو شاهتره و سنا هر يك نيم جزو مشمش به مقدارى كه در آن ادويه سرشته شود و هر روز به قدر بيضه بخورند و لزوم ماء الجبن بهليله و شكر آن را نافع بود و قرص به رنگى نافع مجرب در قول شيخ گذشت و آنچه جرب كهنه را مستاصل گرداند صبر در آب كاسنى تر كرده است سه روز بخورند و سه روز ترك نمايند پس اعاده كنند و همچنين تا آنكه ده مثقال خورده شود و در يك شربت صبر از يك درم تا يك مثقال باشد . و اگر ممكن بود و در آن اندك باديان اندازند بهتر باشد . و اگر عقب او سحج افتد در غذا دهنيت زياده كنند و روغن بادام يا كنجد يا زيت تازه مغسول بنوشند . و چون اسهال كثرت نمايد و به نشود هر روز لزوم شرب پوست گندم و شكر به آب بسيار و دوغ ترش كنند و غذا بارد و لحوم چرب سهل الانهضام سازند و شراب به آب بسيار ممزوج گردانند و از اغذيهء مالحه و حريفه و توابل و عدس و كرنب و بادنجان و قديم و لحم شكار حذر كنند . طلا براى جرب رطب ابن سرابيون ذكر كرده كه اين نظير ندارد حتى كه او ثاليل را قلع نمايد خبث الحديد و كندش و مورد خشك و زراوند طويل و اشخار و مس سوخته و سيماب كشته و اشنان و سرگين ب از ميعه و كندش و سيماب كشته و روغن گل طلا كنند و در كلب كه سفيد بود و مرداسنگ و دخان و كبريت سبز و زرنيخ زرد و سرخ و مازو و زنگار و سفيداب و حب البان مساوى سوده به روغن گل و زيت و روغن غار سرشته استعمال كنند . و اگر قرحه شود حب الآس و پوست انار و قلقند به سركه و روغن گل سرشته طلا كنند و يا ببرگ مورد شونيز و زيبق مقتول به سركه و روغن گل طلا نمايند و يا برگ و فلى در سركه يك شبانهروز تر كنند پس به آب بجوشانند تا آنكه سركه قوت او بگيرد صاف كرده با مثل او روغن كنجد بپزند تا سركه فانى شود و روغن بماند صاف نموده بدان مالش نمايند و يا بگيرند ماميران و چرك نقره و قنبيل و مرداسنگ و عروق و كندش هر واحد يك جزو مغره سه جزو و به سركه سرشته طلا كنند . و ثابت گويد شخصى را ديدم كه جرب داشت و روغن كنجد به سكنجبين هر روز يك رطل تا سه روز نوشيد و صحت يافت . و ابن زكريا گفته كه بعد طول تجربه صحيح يافته شد كه جربى و سعفه محتاج به شيرين كردن خون اندرين به اغذيه تفه مىشود . [ جرجانى و ايلاقى ] جرجانى و ايلاقى مىنويسند كه اول فصد بايد كرد پس به مطبوخ هليلهء زرد و هليلهء كابلى و شاهتره و تمر هندى استفراغ كردن و براى استفراغ قرص بنفشه مسهل موافق است و بعد